تبليغاتX
ستایش
ستایش
Home Email Archive Designer
 

فصل زیبای پاییز داره از راه می رسه و چند روزی که بوش حسابی فضا رو پر کرده است.

همیشه پاییز با تمام غم انگیزی و اتفاقات جور واجوری که شاید خیلی خوشایند هم نبوده

برام قشنگترین فصل زندگی است.

مادر بزرگ عزیزم رو روز سوم اغازین فصل خزان از دست دادم و اگر چه جای خالیش همیشه

در کنارمون حس می شه اما مطمئنم که همیشه هر جا که باشیم همراه ماست.

روزهای نسبتا سختی رو پیش رو دارم اما می دونم که با تمام سختی هاش گذراست و به

عبارتی رو سیاهی به زغال می مونه!

 

روزهای زرد و نارنجی قشنگی رو براتون ارزومندم. 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 9:6 توسط رها |


 

 

بعضی وقتها ادم لازمه که تنها باشه و تنهایی رو حس کنه...

بعضی وقتها ادم لازمه که عاشق باشه و عاشقی رو حس کنه...

بعضی وقتها ادم لازمه که عاقل باشه و عقلانیت رو تجربه کنه...

بعضی وقتها ادم لازمه که دوباره بچه بشه و بچگی رو تجربه کنه...

بعضی وقتها ادم لازمه گریه کنه و سبکی رو حس کنه...

بعضی وقتها ادم لازمه که فریاد بزنه و طنین صداش رو تو هوا بشنوه...

بعضی وقتها ادم لازمه که صادق باشه و صداقت ر وحس کنه...

بعضی وقتها ادم لازمه که با دیگرون باشه و هیجان رو حس کنه...

بعضی وقتها ادم لازمه که ناز کنه تا نازکش هاش رو پیدا کنه...

بعضی وقتها ادم  لازمه که الکی گیر بده تا سبک بشه...

بعضی وقتها ادم لازمه که برای رسیدن به خواسته هاش پاهش رو بکوبه رو زمین

 تا لذت داشتن رو حس کنه...

بعضی وقتها ادم لازمه که رها باشه تا رهایی رو حس کنه...

 

بعضی وقتها  فقط بعضی وقتها لازمه که ....

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ساعت 13:53 توسط رها |


Home | Archive | Email