فصل زیبای پاییز داره از راه می رسه و چند روزی که بوش حسابی فضا رو پر کرده است.
همیشه پاییز با تمام غم انگیزی و اتفاقات جور واجوری که شاید خیلی خوشایند هم نبوده
برام قشنگترین فصل زندگی است.
مادر بزرگ عزیزم رو روز سوم اغازین فصل خزان از دست دادم و اگر چه جای خالیش همیشه
در کنارمون حس می شه اما مطمئنم که همیشه هر جا که باشیم همراه ماست.
روزهای نسبتا سختی رو پیش رو دارم اما می دونم که با تمام سختی هاش گذراست و به
عبارتی رو سیاهی به زغال می مونه!
روزهای زرد و نارنجی قشنگی رو براتون ارزومندم.

