۱- یک صبح دل انگیزه و قصد رفتن به کلاس ورزش رو داری،سحری می خوری و راهی می شوی
برای اینکه فرصت بهتر و بیشتری برای ورزش داشته باشی .اما ماشین گیرت نمی اید و بجای ۶
صبح ساعت ۷.۱۵ دقیقه می رسی باشگاه !!! فقط می تونم بهت بگم لبخند بزن لعنتی![]()
۲-اگر قراره تمام مدت ماه رمضان بجای ساعت ۱۷ ساعت ۱۵ تعطیل بشی و بعد فکر کنی که
الان می ری خانه و کلی کار انجام می دهی و مهمتر از همه می خوابی ولی خواب به چشمت
نمیاد و انقدر خودت رو این ور وان ور زدی بدنت کوفته شد ،فقط می تون بهت بگم لبخند بزن
لعنتی!
۳- برعکس تمام بعداز ظهرهایی که گرسنه و تشنه می رسی خونه این دفعه شدیدا خوابت
می ایدولی تا چشمات سنگین میشود ...تق تق تق ...بعله ؟ سلام خوابیدی؟- برات شیر
اوردم بخوری تا جون بگیری ...
دوباره تلاش می کنی ... نیم ساعت بعد ... تق تق تق ...
اه خواب بودی برات ماست اوردم بخوری جون بگیری...
!این دفعه سه باره تلاش می کنی و
بعد ... تق تق تق... بعله؟اه خواب بودی ؟ یواش در زدم بیدار نشی ...برات سوپ اوردم جون
بگیری.،کجاست این ایکونی که گیسهاش رو می کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! اگر فکر می کنید که
با یک رهای پوست و استخوانی طرفید سخت در اشتباهید و من فقط می تونم بهتون بگم:
لبخند بزن لعنتی!!!
۴- تمام وقایع بالا رو برای عزیزی تعریف می کنید با این لحن که ناراحتید و از این که هی خوابیدید
و هی پریدید ،عزیز نازنین که از بستگان درجه یک بنده می باشد طرف مام همسرگرامیتان است
و اعلام می کند : وا شما جوانها چقدر قدر نشناسید
و شما بجای این که دهانتان را باز کنید
در اندیشه به خود بگویید لبخند بزن لعنتی ! و در دل بگوییدو شما پیرها هم چقدر وقت نشناس![]()
۵- یک بعد از ظهر دیگر است قصد دارید بجای خواب به حمام بروید تا بلای دیروز سرتان نیاید...
تق تق تق... شما در حمامید و صدای شر شر اب هفت تا کوچه انطرفتر هم می رود...تق تق
تق...تق تق تق... مجبور می شوید حوله حمام به تنتان کنید و خارج شوید و با خود می اندیشید
شاید کسی به کمک احتیاج داشته باشد...بعله ...اه خوابیدید ؟؟؟ اصلا هم نمی بینندند که
حوله تنتان است به رنگ جیغ
!!! نه حمام بودم ،اه پس برو برو بعد می ایم،راستی صدای اب
از کجا می اید؟
فقط می تونید تو دلتون بگید : لبخند بزن لعنتی!!!
۶-ظهر جمعه است انقدر از فرط گرسنگی و تشنگی خودتان را به در و دیوار کوبیده اید که نگو!
دوباره جلوی تلویزیون دراز می کشید از بخت بدتان در نزدیکی شما شیرینی فروشی هست که
در حال پختن زولبیا و بامیه است ، بوی روغن سوخته به حد مرگ ساعتها ازارتان می دهد انقدر
که می زنید زیر گریه و همسر گرامیتان به شامه سگ مانند شما می خندد
.هنوز بوی روغن
سوخته تمام نشده بوی سیر داغ همسایه شما را به حال مرگ در می اورد و شما در باب
مسلمان و مسلمانی هر انچه می دانید بر زبان می اورید !!!
بعد بخود می گویید :
لبخند بزن لعنتی!!!
۷- جمعیت زیادی از قوم همسر گرامیتان در منزل یکی از اخوین او مهمان هستند و بحث
روزه داری در دوارن بارداری و شیر دهی است که همان عزیز بالایی به سخنان اندشمندانه
شما که بیان می دارید روزه گرفتن در دوران بارداری و شیر دهی برای مادر و فرزند هر دو مضر
است
،دست رد زده و اعلام می کند من هر ... تابچه ام رو هم هم موقع بارداری و هم زمان
شیر دهی روزه بودم پس چرا به من هیچی نشد واین یعنی اینکه : لبخند بزن لعنتی
!!!
۸-صحبت میان جمعیت نسوان بالا گرفته و میان علما اختلاف شدیدی در بحث شیر دهی
و روزه و...به پا شده و قدیمترین مجلس همان عزیزی بالایی نگاهی به شما انداخته و می گوید
ادم که نمی تونه به کسی تو این دوران بگه بگیر یا نگیر خودش می دونه بدنش چه جوره و باز
من سعی میکنم از لحاظ علمی توجیهش کنم اما جمله ی گهر بار ی می شنوم که:
:".اره خوب اگر ماست و شیر و ... می خوردید جون داشتید بچه شیر بدهید"این دفعه به خودم
بجای لبخند بزن لعنتی می گویم خفه شو لعنتی!!!![]()
اخه من به چه زبونی بگم من از این شیرهای یارانه ای بدم میاد که مزه ... می ده
وبدتر از
ان ماست زده شده از همان شیر
...
پی نوشت فرهنگی:
۱-مطالعه کتاب نیمه غایب
۲- " " ترس و لرز
۳- " " طراحی نظم " فنگ شویی"
لبخند بزن لعنتی...![]()

