تبليغاتX
ستایش
ستایش
Home Email Archive Designer
 

 

                          بهار بهاران اومده دوباره   

                                                          باز تموم دلها چه بی قراره

                          

یاد تموم کتابهای خونده شده ای می افتم که می بندیمش و بعد تموم شدنش یه اخیش بلند میگیم.

بعضی از   کتابها غم شادی رو تو دلمون به یادگار می ذاره ، برخی اشون بغضمون رو تبدیل  به اشک

میکنه.یه تعدادیشونم هر بار یادش می افتیم ان رخوت و سستی شادی رو تو وجودمون زنده میکنه

 که نه قابل وصفه و نه قابل درک و فقط خودمون می فهمیم که گوشه لبمون بی اختیار بالا رفته!

 

اره امسال هم تموم شد درست مثل یه کتاب خونده ، مثل همون کتابی که دستمون دادند و گفتند باید

 تا تهش رو بخونی .خوندیمش ولی بعضی ها طاقت نیاوردند و وسطهای کتاب خوابشون برد و رفتند .

 

                                                 "روحشون شاد و یادشون گرامی"

 

اما من و تو  خوندیم ، بعضی جاهاش خیلی سخت بود  واصلا متوجه منظور نویسنده نمیشدیم !بعضی

قسمتهاشم خیلی اسون بود و زود زود خوندیم و رفت.خدایا امسال تحصیلی ما تموم شد ، نمی دونم

کارنامه امسالمون رو چی قراره توش پر کنی ولی ازت یه خواهش دارم تو رو خدا کتاب سال بعدمون رو

بی زحمت زیاد سخت ننویس .بخشهای غمگینش رو ازش حذف کن و بذار همه قسمتهاش شاد و

پربرکت و سبز باشه .می دونم خواسته زیادیه ولی از کرم کبریایت چیزی کم نمیشه اگه تموم صفحات

کتابمون روسبز نگه داری.

 

گلدون یاس رازقی و بنفشه های باغچه دلتون همیشه سبز باد

 

سال نو همگی مبارک

           

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 10:20 توسط رها |


 

 

خوب این هم یک بازی جدید وبلاگیه که دوست خوبم مبی مخترع و مبتکرش بوده است.

 

بازی از این قراره که باید اسم چند نفر رو که تو سال گذشته بیشترین تأثیر رو ازشون گرفتین رو بنویسید.

 (اشاره : مشابه این بازی قبلا تو وبلاگستان بود به اسم تأثیر گذارها در زندگیتون . اما من منظورم فقط

در سال گذشته است). این افراد شامل کسانیکه بیشترین نقش رو تو سال گذشته تو زندگیتون داشتن

رو هم میشه. اینجوری شاید بتونیم محبتشون رو جبران کنیم . هر چند که شاید اینجا رو نخونن اما این

باعث میشه برید و ازشون برای ایثار وجودشون برای شما و زندگیتون سپاسگزاری کنید .

 

۱- دایی- زن دایی خوبم درست تو روزهایی که زندگی مشترکم به یک مو بند بود .خیلی ان شب اذیت

شدند .

۲- پسر دایی خوبم که کارم رو مدیون ان هستم .

۳-برادر جناب سرهنگ و خانمش که انها هم تو لحظات بحرانی زندگی مشترکم به دادم رسیدند.

۴-پدر و مادر خوبم که کم اذیت نشدند.

۵-دوست خوب وبلاگیم مامان وروجک که من رو باسایت بوک کراسینگ اشنا کرد و  کتابهای خیلی خوب

انگلیسی رو بهم داد.

۶-به لطف وبلاگ برنامه ریزی و برنامه ریز خوبش ، هدفمند تر و بهتر تو زندگیم عمل کردم.

۷- در راستای بند ۶ دوستان خوب زیادی پیدا کردم  که یکیش هم نازنین دختر بهمن بهمندخت بود .

۸-دوست و یار قدیمیم مهرانه عزیز که اینجا رو نمی خونه.

۹-همکار خوبم(منشی شرکت ) که واقعا شنونده خوبی است.

۱۰- وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی هم درسته معتادم کردولی خیلی نکات اموزنده داشت.

 

بهرحال از تو خواننده عزیز هم تشکر میکنم که وقت می زاری و نوشته های من رو می خونی و اگر

دوست داشتی این بازی رو ادامه بده.

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 12:27 توسط رها |


 

 

این روزها مثل تمام سالهای قبل، درست مثل تمام اسفند ماهای قدیم،

 بدون اینکه بدونیم چرا؟

 

یه شور و هیجان خاصی تو وجودمون می افته .شوری که با هیچ چیز قابل

 قیاس نیست.همه می دویم  درست مثل بازیگرهای فوتبال که دقایق نود و

 وقت اضافه ها حکم طلا رو براشون داره و تمام انرژیشون رو تو ان لحظات بکار

می برند .

 

امسال هم با تمام سختیها،خوبیها، بدیها، بودنها و نبودنها داره تموم میشه،

بعضی ها خوشحالند چون امسالشون بهتر از قبل بوده و یا حداقل به نتایج

 دلخواهشون رسیدند.بعضی ها هم بالعکس ناراحتند و غم سنگینی تو

وجودشون ول ول می زنه که چرا امسال هم گذشت و انها موفق نبودند.

 

بعضی ها هستند و بعضی ها رفتند . این که کجا رفتند و چراش مهم نیست ،

 مهم اینه که رفتند !حالا نیستند .جاشون خالیه یه جایی یادشون می افتیم و

 می گیم هی یادش بخیر ! نمیدونم سال بعد این موقع کی هست و کی

نیست.نمیدونم سال دیگه این موقع من و تو و ما کجای این دنیای بزرگ

 ایستادیم؟! اصلا نمیدونم هستم و هستی و هستیم یا نه...

 

 به یک جور اشفتگی دقیقه نودی دچار شدم علیرغم این که خیلی از کارهام

 رو هم انجام دادمولی این شوریدگی نمی دونم چیه که ته دلم مو ج میزنه

 قد یک ساختمان سه طبقه !!!

 

خدایا خیلی وقتها نبودم، خیلی وقتها هم تو نبودی یعنی بودی ولی من

 نمی دیدمت!نمیدونم کارنامه امسالم چه جوری پر شد یعنی نه اینکه

 اصلا ندونم !!!چرا میدونم چون حداقل خودم می دونم که چه گلی به سر

خودم زدم ولی کاش میشد بعضی هاشو از سر نوشت... نمیدونم دل چند

 نفر رو شکوندم یا اینکه دل چند نفر رو به دست اوردم.

خدایا از روزی هایی که بهم دادی تونستم ببخشم یا نه؟ و بخاطر چیزهای که

 بهم ندادی چه کردم: فغان، داد، ناله، زاری یا شکر!!!

 همه رو فقط من میدونم و تو!!!

 

خدایا فرصت زیستن رو تا به امروز به من دادی ،حالا ممنون میشم اگه تمام

 روزنه های گرفته قلبم رو باز کنی و بهم فرصت بدی عاشقانه تر نفس بکشم.

 

خدایا تو روزهای باقیمانده یاریم کن تا سربلندتر زندگی کنم.بهم کمک کن تا

بخشنده تر ،تندرستر،مهربانتر ،پولدارتر وانسان تر زندگی کنم.خدایا چشم دلم

 رو بینا کن که بعضی وقتها سخت کور می شه!!!

 

خدایا خودت میدونی که دیگه چی می خوام پس بی زحمت زحمتش رو

 برام بکش

 

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 13:55 توسط رها |


 

 

مختصر و مفید خدمتتون عرض کنم اسباب کشی والدین محترم ، خانه تکانی خودمون که هنوز تموم

نشده، خرید و کلی کار دیگه داشتیم و داریم ! ....جانمان در امد

 

عجب اخر سال جالبی دارم من ... !امروز صبح جناب سرهنگ میگه: " زیر چشات از بس این ور

ان ور می دوی گود افتاده و کبود شده ، بسه دیگه این همه خودتو خسته نکن "

 

خدایا بهمون نیرو بده و کمکمون کن....

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 10:6 توسط رها |


 

دوست خوبم  روزنویس عزیز هیچی نمی تونم بگم جز اینکه واقعا متاسفم .

امیدوارم روح مادر مهربونت  ارام باشه و برای تو دوست خوبم ، پدر و برادرانت از خدا

طلب صبر می کنم!

 

می دونم خیلی سخته عزیزم،شاید باور نکنی ولی کلمات تو ذهنم یخ زده و بغضی

سخت گلوم رو فشار می ده ولی بهت میگم:

 

صبور باش عزیزم ، صبور

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 10:45 توسط رها |


 

 

سلام ، خوبید شما؟؟؟؟؟؟؟؟

 

من برگشتم حالمم هم خوبه ، خدا رو شکر.ممنون که نگران حال من بودید و جویای حال .

روزهای سخت روحی و جسمی رو پشت سر گذاشتم ولی برگشتم  با یک انرژی مضاعف

 

زودی می ایم به همتون سر میزنم .مراقب خودتون باشید

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 14:6 توسط رها |


Home | Archive | Email