کاش می توانستم دستانم را باز کنم و در اغوشت کشم و خدا را شاهد بگیرم برای تمام
روزهای سختی که در ۱۷ سال زندگیت داشته ای که تنهایت نگذارد و دستان ناتوان و
یخ زده ات را با نفس گرم خودش برایت گرم کند.
کاش ان قدر دستانم باز بود که می توانستم تمام غمهایت را برایت تبدیل به شادی کنم اما
چه کنم که دستانم انقدر وسعت ندارد.
دخترکم ... می دانم دو سالگی برای از دست دادن پدرت زود بود همانگونه که ازدواج برای تو
در سن ۱۷ سالگی ...ولی می دانم که ناچاری و دردمند و افسوس می خورم که نتوانستم
....
گاهی سرنوشت برای انسانها سخت نوشته شده است ولی مطمئن باش که خدای مهربان
تنهایت نخواهد گذاشت.باور کن که دستان مهربان خدای بزرگ پشتیبانت است و یاریت خواهد
کرد اگر به یادش باشی.
صبور باش و مطمئن باش دیر یا زود رنگین کمان امید بر زندگیت خواهد درخشید.
پی نوشت : دوستان عزیز دخترک قصه ما در حال عروس شدن است و مطمئنا دلیل ازدواج
زود هنگامش شرایط سخت زندگیش بوده است . برای رفتن به خانه بخت نیاز به یاری دستان
پر مهرتان است .
پی نوشت ۲: دوستای خوب کامنت گزار خصوصی و عمومی ممنون از تمام مهربونیهاتون
و دستان یاریگرتون - می تونید مبالغتون رو به شماره حساب ۸۴/۱۷۸۸۴۲۵بانک ملت ( جام)
به نام کمیته امداد شعبه ویسیان واریز کنید .فقط خواهشی که از شما دارم حتما حتما به
محض واریز پول اسم نازنینتون و همین طور شعبه واریز پول رو به من بگید تا من زنگ بزنم به
مسئول انجا و بگم این مبلغ برای خرید جهیزیه دخترک فرستاده شده است .
